ایران و یمن زمینه سازان ظهور_ یمن در استانه انقلاب:

آنچه در لبنان و غزه با مدد امدادهاي غيبي حادث شده در يمن در حال وقوع است. شيعيان يمن حتّي مي‌گويند گاه زير بمباران مي‌نشينند و مي‌گويند به ما آسيبي نمي‌رسد. اين امداد چنان شهرت يافته كه رئيس جمهور يمن در تلويزيون اعلام كرد كه ما سِحر حوثي را توسط يك ساحر كشف كرده‌ايم و به دنبال خنثي كردن آن هستي.......

عکس از وبلاگ  نشانه های ظهور (http://alayemezohoor.parsiblog.com/) برداشته شده است.

در برنامة قبل از «قوم نشان شده» گفتم و باب گفت‌وگو دربارة نقش ايران و ايرانيان را در واقعة شريف ظهور كبراي حضرت موعود(ع) گشودم. نمي‌شود بدون ذكر شواهد و مستندات از كنار اين ادّعا گذشت و انتظار داشت مقبول طبع همگان نيز واقع شود. از اين پس براي اطلاع علاقمندان و به ويژه جوانان مطالبي را ذكر مي‌كنم. واقعة بزرگ و شريف ظهور كه مقصد و مقصود جملة انبياء، اولياء و به ويژه نقشه‌هايي حضرت خداوندي را محقّق مي‌سازد، در گرو مقدّماتي است كه از يك هزار و اندي سال فراهم مي‌آيد.
 
اسلام، ميان دو امپراتوري پر قدرت متولّد شد. ايران ساساني كه وسعتي از درياي مديترانه تا مرزهاي چين و از ارمنستان تا يمن داشت و روميان.

شرايط سياسي ـ اجتماعي آشفتة عصر ساساني، نظام طبقاتي حاكم بر اين عصر، تحريف آموزه‌هاي دين زردشت و تباهي دستگاه مذهبي موبدان، از هر سو ايران عصر ساساني را مستعدّ تحوّلي بزرگ ساخته بود.

نامة پيامبر اكرم(ص) سرآغاز ماجرا بود. نامه توسط پيك مخصوص (عبدالله بن خدافه سهمي قريشي) به دربار خسرو پرويز متكبر رسيد.

از محمّد(ص)، فرستادة خدا به بزرگ زمامداران
درود به آن كسي كه حقيقت را بجويد و هدايت را پيرو باشد و به خداوند و رسولش ايمان آورد و گواهي دهد كه محمّد بنده و فرستادة اوست. من تو را به سوي خدا مي‌خوانم. فرستادة خداوند بر همگان هستم تا آنان را بيم دهم و حجّت را بر كافران تمام كنم، اسلام بياور تا در امان باشي و اگر از اسلام روي‌گردان شدي، گناه مردم مجوس بر گردن توست.

خطاب پيامبر بسيار زيبا بود، ايرانيان را به اكرام ياد كرده بود و آنان را چون مستضعفاني مستحقّ رهايي خوانده بودند، چنان‌كه اشاره فرمودند: «اگر از اسلام روي‌گردان شوي، گناه مردم مجوس بر گردن توست». مخاطب امام مردم نيست. بلكه متوجّه خسرو پرويز عيّاشي بود كه در حرم‌سراي خود سه هزار كنيز داشت.

خسرو نامة پيامبر را پاره كرد، در حالي كه نمي‌دانست در حقيقت با اين عمل خود را مي‌درد و نه نامة رسول خداوند را. قاصد رسول خدا به مدينه بازگشت. خسروپرويز به حاكم دست نشاندة خود، (باذان بن ساسان) كه در يمن حاكم بود، نامه نوشت كه اين مدّعي پيامبري را دستگير كرده به دربار ساساني بفرست.

باذان دو پيك را به همراه نامه به آستان پيامبر مي‌فرستد. پيامبر به پيك باذان بن ساسان مي‌فرمايد براي گرفتن جواب فردا بياييد. فردا وقتي دو پيك برمي‌گردند، پيامبر خبر پاره شدن شكم خسروپرويز توسط پسرش شيرويه را به قاصدان مي‌دهند و با تحفه و نامه‌اي آنها را به سوي يمن و درگاه باذان بن ساسان مي‌فرستند.

پيامبر به باذان اعلام كرده بودند، چنانچه اسلام بياورد، مي‌تواند كماكان حاكم يمن بماند.

باذان به اتفاق ساير ايرانيان اسلام مي‌آورند و ايرانيان در يمن، اوّلين پايگاه اسلامي را ايجاد مي‌كنند. القاب ابناء و احرار يعني «فرزندان آزادگان» مخصوص ايرانيان مي‌شود. همين القاب امروز هم در ميان جماعت بزرگي از يمني‌ها هست.

پس از باذان بن ساسان، فرزندش «شهر بن باذان» با حكم پيامبر به جاي پدر حاكم يمن مي‌شود. در سال يازدهم از هجرت، پس از حجّة الوداع، «اسود عنسي» در يمن شورش كرد و با ادّعاي پيامبري جماعتي را به گرد خود آورد و مناطقي را متصرّف شد. «شهر بن باذان» ايراني با هفتصد سوار در پي او روانه شد و با او به جنگ مشغول شد و به درجة شهادت رسيد. او اوّلين شهيد ايراني صدر اسلام است. ابناء و احرار ايراني در يمن ماندند و پس از پيامبر جمعيت شيعيان يمن را تشكيل دادند و نسل در نسل پايگاهي مهم پيرامون جزيرة العرب را حفاظت كردند، تا در آستانة ظهور حضرت وليّ عصر(ع)، با رشادت و مبارزة خود حجاز را تصرّف و آن را تسليم حضرت نمايند. سيّد يماني، با پرچم سفيد، بر حق‌ترين پرچمي است كه در آستانة ظهور خروج مي‌كند، دشمنان اموي اهل بيت(ع) را مي‌راند و بيعت خود را با امام راست مي‌كند.
 
شيعيان يمن، امروزه، به رغم همة فشارها و اسماعيلي و زيدي امامي با عشق خانوادة پيامبر و امام علي(ع) با هم متّفق شده‌اند تا جملگي در دفاع از نام امام علي(ع)، مقابل وهابيون، ائتلاف عربستان، حكومت يمن، اسرائيل و عربستان بايستند.

طيّ اين سال‌ها و پس از پيروزي انقلاب اسلامي، آنها با تأسّي به قيام ايران و رهبري و زعامت امام خميني(ره) در پيروزي انقلاب، جان تازه‌اي گرفته‌اند. صدها حسينية زيرزميني به راه انداخته و قبايل را با هم متحد ساخته‌اند.

طيّ يكي دو هفتة اخير، آمريكا هم وارد معركه شده و به اتفاق عربستان و رژيم اشغالگر فلسطين و حاكم وهابي من، كشتار وسيع شيعيان را شروع كرده است.

قصد اصلي اين ائتلاف صهيوني و بني‌اميّه‌اي كشتار شيعيان است.

يمني‌ها اعتراف كرده‌اند كه هدف ما طيّ سال‌هاي گذشته اين بوده كه ميان شيعيان ايران و يمن فاصله بيندازيم امّا در اين جنگ تمام زحمات گذشتة ما بر باد رفت. اين جنگ پيوند فوق العادّه‌اي ميان عراقي‌ها، ايرانيان و شيعيان يمن به وجود آورده است. شيخ الازهر و علماي وهابي مرتب فتوا به قلع و قمع آنان مي‌دهند و حتّي شبكه‌هاي عربي اخبار اين درگيري‌ها را اعلام نمي‌كنند. در حالي كه يمن، زير بمباران ائتلاف صليبيون آمريكايي، صهيونيست‌ها و سلفي‌هاي وهابي زير و رو مي‌شود.

جالب اينجاست كه به رغم حملة ارتش يمن از پشت و ارتش عربستان از جلو و محاصرة دريا و فشار و تحريم، شيعيان ايستاده‌اند. در يكي از عمليات‌ها، عربستان چهل چترباز براي كشتار آنها فرستاد كه جز يك نفر بقيه به هلاكت رسيدند. به اعتراف رئيس جمهور يمن، شيعيان سربازاني ده ـ دوازده ساله دارند كه مردانه مي‌جنگند. شبكة ايراني العالم را كه اخبار يمن را منتشر مي‌كرد، فيلتر كردند.

به نقل از جناب سيّد عصام العماد اشخاصي چون سعيد الفقيه كه خودش وهابي است، شبكه‌اي براي اعتراض و مخالفت با عربستان در كانال الاسلام ايجاد كرده و به عنوان بزرگترين نقطه ضعف و نماد ضعف عربستان به حوثي‌ها مي‌پردازد. او چنين تحليل مي‌كند كه: حوثي‌ها عاشورا و كربلا و غدير دارند ولي ما در مقابل ارتشي شكمباره با شبكه‌هاي سكس داريم. او صداي گريه‌هاي سربازان عربستاني را وقتي به همسرانشان زنگ مي‌زنند، پخش مي‌كند.

آنچه در لبنان و غزه با مدد امدادهاي غيبي حادث شده در يمن در حال وقوع است.
شيعيان يمن حتّي مي‌گويند گاه زير بمباران مي‌نشينند و مي‌گويند به ما آسيبي نمي‌رسد. اين امداد چنان شهرت يافته كه رئيس جمهور يمن در تلويزيون اعلام كرد كه ما سِحر حوثي را توسط يك ساحر كشف كرده‌ايم و به دنبال خنثي كردن آن هستيم.

بي‌شك آنچه ارادة خداوندي آن را حمايت كند، شكست‌ناپذير است. از هزار و اندي سال، تقدير الهي سرنوشتي را رقم زده كه روز به روز به آن نزديك‌تر مي‌شويم. جان و خون شيعيان آل علي(ع) از ابتدا از سوي ايرانيان در يمن جاري شد و اينك نماد و سمبل مبارزان ايراني به آنان ياري مي‌دهد تا در نقطه‌اي، باعث برپايي در خروج عظيم شود، خروج سيّد يماني از يمن و سيّد خراساني از ايران «ولو كره المشركون»

استاد شفيعي سروستاني. 
راديو معارف ـ‌ 18/10/88

در ادامه .....

اخبار مربوط به اخرین تحولات یمن...

علمای یمن علیه آمریکا حکم جهاد دادند..

تخریب گسترده آثار شیعی در شمال یمن (صعده)

 


منافع اردن درمشارکت نظامی باسعودیها علیه شیعیان یمن؟

با سلام خدمت دوستان عزيز...

مطالب زير در مورد  دلايل مشاركت اردن در جنگ با شيعيان يمن هست كه از منابع مختلف جمع اوري شده ...  البته قسمت اول  مطالب زير از سايت وعده صادق (گردآوری : مهدی شکیبایی خبرگزاری قدس)  برداشته شده است..


  اطلاعات واصله حاکی از این است که اردن  نیروهای یگان ویژه خود را به عربستان اعزام کرده است تا دوشادوش نظامیان سعودی علیه شیعیان استان صعده مشارکت کنند.

 پشت پرده مشارکت نظامی اردن در این جنگ چیست؟ پیامدهای کنونی و آینده این مشارکت چیست؟ جنبه های پیدا و پنهان حضور نظامی اردن در یمن چه می تواند باشد؟

  جزییات بیشتری درباره حضور نظامی اردن در یمن:

 -         چند یگان از نیروهای ویژه ارتش اردن چند روز پیش وارد پایگاه نظامی تبوک عربستان سعودی شدند.

 

-         نیروهای ویژه اردنی پس از تکمیل مراحل و ترتیبات امنیتی آنان از طریق هوا به منطقه دخان جایی که جنگ نظامی عربستان سعودی علیه شعیان استان صعده در آن واقع است انتقال داده شده اند.

 

-          ورود اینگونه ناگهانی نیروهای اردنی به دلیل عدم آشنایی آنان از جغرافیایی منطقه و همچنین عدم برخورداری آنان از خبرگی در جنگ های مربوط به مناطق کوهستانی بوده است. ضمن اینکه اگر ارتش عربستان نیروهای ویژه اردنی را با این وضعیت به خطوط مقدم جنگ با شیعیان استان صعده گسیل می داشت ممکن بود این نیروها متحمل زیانهای جبران ناپذیری شوند.

 با این وجود گزارشهای واصله حکایت از آن دارد که دخالت نیروهای ویژه اردنی در کنار نظامیان سعودی در جنگ علیه حوثی ها در استان صعده یمن، به تعمیق اختلاف میان فرماندهان نظامی یمن منجر شده است. به گونه یی که بسیاری از این فرماندهان مخالفت خود را از دخالت های پردامنه و به این شکل طرف های خارجی در قتل یمنی ها اعلام داشته اند. ضمن آنکه انتشار خبر حضور نظامی اردن در کنار عربستان سعودی علیه بخشی از مردم یمن، به افزایش فزاینده انتقادات افکار عمومی یمن نسبت به این دخالت ها منجر شده است.

 اطلاعات وارده از تحولات میدانی در استان صعده حکایت از آن دارد که نیروهای ارتش یمن که در چارچوب عملیات نظامی " زمین سوخته" برای جنگ با حوثی ها در استان صعده اعزام شده بودند کارآمدی خود را از دست داده اند و بیشتر شبیه نیروهای بیطرف درآمده اند و دلیل ان نیز دخالت نظامی عربستان و نیروهای ویژه اردنی گزارش شده است.

نشست اطلاعاتی امان: نقطه شروع

 اقدام پادشاهی اردن در اعزام نیروهای ویژه با این سرعت و با این روش غیر منتظره برای جنگ در یمن می تواند دارای یک پوشش سیاسی صورت گرفته باشد با این مضمون که امان  در واقع تلاش می کند در همبستگی با تلاش های صنعا و ریاض برای حفظ ثبات شمال غرب یمن و جنوب غرب عربستان به این دو کشور کمک نماید.

 به رغم این توجیهات ظاهری اما نمی توان این اقدام اردن را بی ارتباط با تحولات دیپلماتیک – امنیتی اخیر در چارچوب نشست اخیر امنیتی امان با حضور روسای سازمانهای اطلاعاتی مصر، عربستان،اردن(به عنوان کشورهای میانه رو) اسراییل و آمریکا دانست.

 در این نشست امنیتی شخصیت های زیر حضور داشتند:

 * رئیس سازمان اطلاعات اردن سرلشکر محمد الراقد

 * رئیس سازمان جاسوسی موساد اسراییل مائیر داگان.

 * رئیس سرویس اطلاعات نظامی ارتش اسراییل (امان) عاموس یادلین.

 * رییس سازمان اطلاعات مصر سرلشکر عمر سلیمان.

 * نمایندگان آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)

 * نمایندگان وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون)

 پس از پایان این نشست عمر سلیمان با عجله به ریاض رفت و با همتای سعودی خود امیر مقرن بن سلطان عبدالعزیز دیدار و وی را از فحوای مذاکرات نشست امنیتی امان مطلع کرد. همچنین دو طرف درباره دستیابی به تفاهمات بیشتری با یکدیگر بحث و بررسی کردند.

 همچنین نمایندگان سازمانهای سیا و پنتاگون نیزبه اتفاق داگان رییس موساد  به سرزمین های اشغالی فلسطین سفر کردند و با همتایان اسراییلی خود دیدار کردند.

 پس از نشست امان و دیدار سری سلیمان و امیر مقرن در ریاض عملیات اعزام نیروهای اردنی به پایگاه نظامی تبوک عربستان آغاز شد.

پس از نشست امان نمایندگان آمریکا در این نشست برنامه دیدار نتانیاهو نخست وزیر اسراییل با اوباما رییس جمهور آمریکا، ایهودباراک وزیرجنگ اسراییل با رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا و گابی اشکنازی رییس ستاد مشترک ارتش اسراییل را با ژنرال مایکل مولن رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا را تنظیم کردند.

 اعزام نیروهای ویژه اردنی به شمال یمن را نمی توان بی ارتباط با تحولات اطلاعاتی- امنیتی و نظامی پس از نشست اطلاعاتی امان دانست.

* جنبه های پنهان نشست امنیتی امان: جنگ مخفیانه گشتار گروهی در صعده

 ارتباط بین این موارد مخاطب را به درستی در مسیری قرار می دهد که نه تنها به راحتی می تواند دلایل دخالت نظامی اردن در جنگ عربستان سعودی علیه شیعیان یمن در منطقه صعده یمن درک و تحلیل کند که حتی پرزسشهایی را در ذهن بوجود می آورد که نیاز به پاسخ دارد. پرسشهایی نظیر:

 -         در این جنگ بطور گسترده از نیروی هوایی استفاده شده است مشخصا جنگنده های ساخت آمریکا همچون هلی کوپترهای آپاچی وجنگنده های  اف 14، اف 15 و اف 16 و این سوال مطرح می شود که چه کس یا کسانی هدایت این جنگنده ها را برعهده داشته اند خلبانان سعودی یا مصری، یا خلبانان آمریکایی و اسراییلی ؟ کدامیک؟!

 -         هلی کوپترهای آپاچی و جنگنده های اف 14، اف 15، و اف 16 نیاز به استفاده از عملیات اتکا به موارد اطلاعاتی پیشرفته دارد که منحصرا از طریق ماهوارهای جاسوسی پیشرفته صورت می گیرد. پرسش اینجاست آیا ماهواره های جاسوسی آمریکا اقدام به ارائه اطلاعات میدانی استخباراتی به خلبانان (فرضا سعودی یا مصری) می دهد یا ماهواره های جاسوسی پیشرفته اسراییلی از نوع افیراک ارائه دهنده چنین سرویسهایی برای کشتار مردم یمن هستند؟

 -         آیا عملیات نظامی دیگری همزمان با عملیات صعده نیز وجود داشته است؟ مشخصا آنچه در آبهای خلیج عدن و تنگه باب المندب گذشته است. به بیانی ساده تر نقش یگانهای ماموریت مشترک 151 و 150 وابسته به نیروی دریایی آمریکا در ارائه کمک های نظامی دریایی به یمن و عربستان خصوصا در ساحل غربی یمن و مناطق  مشرف به دریای سرخ که در مقابل استان صعده واقع می شود، چیست؟

 بقیه مطالب ( ادامه مطلب + نقشى كه «امان» در بحرانها و شورش هاى عراق ايفا مى كند +دو مطلب جالب البته  بدون دليل و مدرك  منطقي )  در ادامه مطالب............

به دنبال این پرسشها می توان به بسیاری از نتیجه گیری احتمالی  دست یافت و آن اینکه  آنچه در شمال غرب یمن و مشخصا در استان صعده می گذرد را نمی توان فقط در همکاری امنیتی اردن- مصر و آمریکا با هدف حمایت از توانمندیهای نظامی عربستان برای حفظ ثبات جنوب عربستان و یا حمایت از حکومت یمن برای برقراری ثبات در کشورش دانست بلکه آنچه در حال حاضر می گذرد عملیات مشارکت سیاسی – امنیتی و نظامی است که کشورهای موسوم به میانه روهای عرب را با محوریت واشنگتن و تل آویو در قالب یک ائتلاف نظامی در آورده است.

 

اما بحث پیرامون اینكه چرا درفش یمنى از درفش خراسانى هدایت بخش تر است ؟ در حالى كه درفش خراسانى و درفش هاى اهل مشرق بطور كلى به درفش هدایت ، توصیف شده و كشته شدگان آنها شهید محسوب مى شوند و خداوند دین خود را بوسیله آنان یارى مى نماید.. با آنكه تعداد نسبتا زیادى از ایرانیان وزیران و مشاوران حضرت مهدى (ع ) و یاران خاص ‍ او خواهند بود، كه از جمله آنان فرمانده نیروهاى ایرانى ، شعیب بن صالح است كه امام مهدى (ع ) وى را بسمت فرماندهى كل ارتش خود بر مى گزیند و با آنكه نقش ایرانیان ، در زمینه سازى قیام حضرت مهدى (ع ) در تمام سطح ها، نقش وسیع و فعالى است وآنگهى آنان با قیام و فداكاریهاى خود، كه آغاز نهضت حضرت مهدى (ع )، بوسیله قیام آنان خواهد بود، برترى خاصى دارند و ما آن را در نقش آنان در دوران ظهور بیان خواهیم كرد. بنابراین چرا انقلاب یمنى و درفش وى هدایت بخش تر از ایرانیان و درفش ‍ آنهاست ؟
ممكن است دلیل آن ، این باشد كه سیستم ادارى كه یمنى در رهبرى سیاسى و اداره یمن بكار مى برد صحیح تر و از لحاظ سادگى و قاطعیت به روش ادارى اسلام نزدیك تر باشد. در حالیكه دولت ایرانیان از پیچیدگى و دوباره كارى و شائبه هایى بر كنار نیست ، بنابراین تقاوت بین این دو تجربه فرمانروائى به طبیعت سادگى و قبیله اى جامعه یمن و طبیعت وراثت تمدن و تركیب جامعه ایرانى برمى گردد.
و ممكن است انقلاب یمنى از این رو هدایت بخش تر بشمار آید كه سیاست و دستگاه اجرائى آن قاطع باشد. و نیروهاى مخلص و مطیع در اختیار داشته باشد و پیوسته رسیدگى شدید نسبت به آنها كند، البته این همان دستورالعملى است كه اسلام به اولیاء امور مى دهد كه با كارمندان و كارگزاران خود عمل نمایند چنانكه در منشور امیرمؤ منان (ع ) به مالك اشتر استاندار و نماینده امام در مصر مى بینیم و همانطور كه در صفات حضرت مهدى (ع ) آمده است كه ((نسبت به كارگزاران و كارمندان خود سختگیر و نسبت به بینوایان مهربان مى باشد)) در حالیكه ایرانیان بر اساس چنین سیاستى عمل نمى كنند، مسئول مقصر، یا خیانتكار نسبت به مصالح مسلمانان را در ملا عام ، جهت عبرت سایرین مجازات نمى كنند. زیرا مى ترسند این عمل باعث تضعیف دولت اسلامى كه مظهر موجودیت اسلام است گردد.
و احتمال دارد، درفش یمنى از این جهت هدایت كننده تر باشد كه در ارائه طرح جهانى اسلام رعایت عناوین ثانوى فراوان و ارزیابى ها و مفاهیم كنونى (و مقررات بین المللى ) را نمى كند. در حالیكه انقلاب اسلامى ایران معتقد و ملزم به رعایت آنهاست .
اما آنچه بعنوان دلیل اساسى ، پسندیده است این است كه انقلاب یمنى اگر هدایت گرى بیشترى دارد به این دلیل است كه مستقیما از رهنمودهاى حضرت مهدى (ع ) برخوردار مى گردد و جز لاینفك قلمرو و طرح نهضت آن حضرت شمرده مى شود، همچنین یمنى بدیدار حضرتش نائل مى شود و كسب شناخت و رهنمود مى كند. مؤ ید این امر روایات مربوط به انقلاب یمنى هاست كه رهبر انقلاب یمن یعنى شخص یمنى را مى ستاید و با این عبارات توصیف مى نماید: ((بسوى حق هدایت مى كند)) و ((شما را بسوى صاحبتان مى خواند)) و اینكه ((براى هیچ مسلمانى سرپیچى از آن جایز نیست و كسى كه چنین كند اهل آتش خواهد بود))... اما انقلاب زمینه ساز ایرانیان در روایات آن بیش از ستایش رهبران آن ، ستایش از عموم گردیده است ، مانند یاوران درفش هاى سیاه و اهل مشرق و قومى از مشرق بجز، شعیب بن صالح كه با توجه به روایات ، نسبت به بقیه فرماندهان درفش هاى سیاه ، امتیاز و برترى ویژه اى دارد و پس از آن سید خراسانى و سپس مردى از قم مورد ستایش قرار گرفته است .
اءخبار مؤ ید این معناست كه انقلاب یمنى به نهضت ظهور امام (ع ) نزدیكتر است تا انقلاب زمینه ساز ایرانیان ، حتى اگر فرض كنیم یمنى قبل از سفیانى قیام مى كند یا آنكه یمنى دیگرى زمینه ساز یمنى وعده داده شده مى باشد. در حالیكه انقلاب ایرانیان بدست مردى از قم كه سرآغاز نهضت و قیام حضرت مهدى (ع ) مى باشد كه ((آغار آن از مشرق است )) و فاصله بین شروع انقلاب آنها و بین خراسانى و شعیب بیست یا پنچاه سال و یا آنچه خدا اراده كند، بطول مى انجامد... و آغاز چنین انقلابى بر پایه اجتهاد و فقها و نمایندگان سیاسى آنان قرار دارد و از موقعیتى پاك و خالص آنگونه كه انقلاب یمنى بطور مستقیم از ناحیه امام مهدى (ع ) رهنمود یافته ، بهره مند نیست .
نكته دیگر، درباره اینكه ممكن است یمنى متعدد بوده و دومى ، یمنى وعده داده شده و مورد نظر باشد. روایات گذشته خروج یمنى موعود را با صراحت همزمان با ظاهر شدن سفیانى ، یعنى سال ظهور حضرت مهدى (ع ) بیان كرده است . و روایات دیگرى با سند صحیح از امام صادق (ع ) وجود دارد كه مى گوید:
((مصرى و یمنى قبل از سفیانى قیام مى كنند.))
بنا به این روایت ، بایستى این شخص یمنى اول باشد كه زمینه ساز یمنى موعود خواهد بود، همچنانكه ((مردى از قم )) و غیر او از اهل مشرق ، زمینه ساز خراسانى و شعیب كه هر دو وعده داده شده اند، خواهند بود.
اما هنگام خروج یمنى اول را تنها این روایت ، پیش از سفیانى تعیین مى كند. البته ممكن است اندكى قبل از او و یا سالهاى طولانى باشد. والله العالم
مطلب دیگر، خبر ((كاسر عینه در صنعاء)) است كه عبیدبن زرارة آنرا از امام صادق (ع ) چنین روایت نموده است ، كه گفت :
((نزد ابو عبدالله (امام صادق (ع )) در مورد سفیانى سخن گفته شد. فرمود: او چگونه خروج مى كند در حالیكه كاسر عینه در صنعاء هنوز خروج نكرده است .))
این خبر از روایات قابل توجه است كه در منابع درجه اول همچون كتاب غیبت نعمانى آمده و شاید سند آن صحیح باشد و احتمال دارد مردى كه قبل از سفیانى ظاهر مى شود یمنى اول باشد كه زمینه ساز یمنى وعده داده شده است چنانكه ذكر كردیم و ممكن است چند احتمال در تفسیر ((كاسر عینه )) وجود داشته باشد كه بهترین آنها مى تواند یك بیان رمزى از ناحیه امام صادق (ع ) باشد كه معناى آن جز در وقت خود آشكار نمى گردد
.
لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " زمان ظهور " برای " زمان ظهور(رضا) " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم